هاواگوچی: مرمت«حوض روغن»، به معنای تمام شدن نیست

هاواگوچی: مرمت«حوض روغن»، به معنای تمام شدن نیست
کد مطلب : N-109 تاریخ : 1396/07/29 - 16:06

پرشیادایجستنوریوکی هاراگوچی هنرمند ژاپنی که امروز در موزه هنرهای معاصر تهران، اثرش«حوض روغن» را که 40 سال پیش در موزه ساخته و حالا مرمت کرده ، دوباره رونمایی کرد، گفت: من به تعادل باور دارم نه یکسونگری در هنر و هنرمند باید نگاه نقادانه داشته باشد به این معنی که همه جزئیات را با دقت و از همه جهات ببیند و یکسونگر نباشد.

هاراگوچی، خالق اثر «حوض روغن» که 40 سال پیش از این در روزهایی درست مثل همین روزهای پاییز، که موزه هنرهای معاصر تهران افتتاح شد، از سوی کامران دیبا، معمار موزه،  به ایران دعوت شد که سومین حوض روغن را از سری این کار بود، در ایران و در طبقه آخر موزه هنرهای معاصر، در فضای باز میان ستونها بسازد، حوض روغنی که حالا 40 سال است در سکوت و خلوتش، ستونهای موزه و فضای سقف موزه را بر سطح صیقلی روغنی اش بازنمایی می کند و در سکونش، ماندگار شود تا 40 سال بعد که وقتی خودش با اثرش مواجه می شود ، ازماندگاری کارش در همان مکان و زنده بودن و اثرگذار بودن اثرش در موزه معاصر تهران تعجب کند و خوشحال شود. آنهم وقتی که به گفته خودش از 20 حوض روغنی که تا حالا درمکانهای مختلف و شهرهای مختلف دنیا ساخته، فقط همین یکی هنوز در ارتباط با مخاطب مانده و بقیه حوض هایش به انبار رفته اند و خاک می خورند.

هاراگوچی، امروز در نشست خبری رونمایی مجدد از اثرش  در موزه هنرهای معاصر تهران، شرکت کرد و به پرسش های خبرنگاران پاسخ گفت و بعد هم در جلسه ای با حضور مجسمه سازان و منتقدان هنری شرکت کرد و از آثار هنری اش و از فلسفه هنرش گفت.

 علی محمد زارع، مدیر موزه درآغاز نشست درباره این اثر گفت: حوض روغن، در سال 56 توسط هاراگوچی در آلمان خلق شد و کارشناسان وقت موزه هنرهای معاصر تهران اثر را دیدند و از وی خواستند نمونه ای از اثر را برای موزه هنرهای معاصر تهران بسازد. حوض روغن، تنها اثری است که طی این 40 سال به صورت ثابت در موزه بوده و به گنجینه سپرده نشده  و هر روز در رابطه با مخاطبانش بوده ، در واقع با گوشت و پوست و خون موزه عجین شده است.

 داستان بازگشت هاواگوچی به ایران برای مرمت اثرش به سفر یک هنرمند جوان ایرانی به نام شیرین صباحی به ژاپن و دیدارش با هاواگوچی برمیگردد. شیرین صباحی که برای برگزاری نمایشگاهی به ژاپن رفته با هاواگوچی دیدار می کند و به او درباره حوض روغن و تاثیری که  از دیدن این اثر در کودکی در موزه هنرهای معاصر دیده و در کار هنری اش گذاشته می گوید و همین جرقه آمدن هاواگوچی به ایران می شود که بعد از 40 سال به مکان ساخت سومین حوض روغش برگردد و آن را ازنزدیک مرمت کند.

 

هاواگوچی درباره حوض روغن گفت:  خوشحالم بار دیگر به ایران آمدم و با دیدن اثرم بسیار تعجب کردم از اینکه بعد از 40 سال این اثر هنوز زنده است و در ارتباط با مخاطبش.من از مسئولان موزه تشکر می کنم.

او ادامه داد: حوض روغن، اثری انتزاعی ست که در آن سعی کرده ام مخاطب خودش را ببیند نه من را به عنوان خالق اثر. برای من به انجام دادن و حرکت در هنر بیشتر از مفاهیم تئوریک و نظریه پردازی ست. و دیر چیزی که مه است مساله زمان است، اینکه حوض روغن اثری هنری ست که 40 سال پیش دیده شد و حالا با گذشت زمان درازی دوباره دیده می شود و مخاطب با آن به شکلی دیگر ارتباط می گیرد. این مهم است که هنر بتواند در جامعه اش در زمان حال و آینده هم در ارتباط با مردم باشد.

 هاواگوچی در پاسخ به پرسشی درباره اینکه چرا از روغن در ساخت این مجسمه استفاده شده، گفت: من برای اثرم می خواستم یک ماده انتخاب کنم و روغن در آن زمان هنوز در مجسمه سازی استفاده نشده بود و یک ماده تازه بود که می توانست ثابت بماند. در نهایت به طور اتفاقی به استفاده از روغن سوخته رسیدم که رنگش را پسندیدم و برایم مهم بود در گذر زمان مواد آن تفکیک نمی شود و یک شفافیت هم دارد. حوض روغن، اثری ساده است که فقط باید آنرا دید و حس کرد فقط همین.

او ادامه داد: این مرمت کردن هم به معنای تمام شدن اثرم نیست، چرا که این اثر همچنان به زیست خودش ادامه می دهد.

 اوگفت: هنر باید آزاد باشد و تعاملش را با مخاطبانش  در همین اکنون داشته باشد، مهم آن چیزی ست که در اکنون در لحظه حال رخ می دهد، مهم این است که من الان اینجا هستم.

هاواگوچی که سالهاست با متریال های صنعتی کار می کند و با ابزارهای مختلف، مجسمه های بسیاری ساخته، درباره سبک و سیاق کارهایش گفت: خیلی ها به من می گویند مینیمالیست هستم اما من اصلا خودم را مینیمالیست نمی دانم، فقط می توانم بگویم که تحت تاثیر فضای ژاپن و معماری ژآپنی بوده ام که تا حد زیادی کمینه گرا و حداقلی بود، سابقه این کمینه گرایی در هنرژاپن هم به بیش از 600 سال پیش از این می رسد یعنی خیلی قدیمتر از اختراع مینیمالیسم. خیلی پیش تر از جنبش مینیمالیسم در هنر اروپا، معبدهای ژاپنی وجود داشتند که بسیار ساده بودند با حداقل ممکن و بی آنکه کوچکترین تزئینی در این ساختمان ها و چیدمانهای درونش دیده شود، الهام گرفته از آرامشی که در هنر ژاپن از دیرباز دیده شده که شاید بی ارتباط با فلسفه ذن و آن سکون و سکوت و تفکر نباشد.

او ادامه داد: من در هنر دوست دارم آزمایش کنم و تجربه گرا هستم و خودم را در یک سبک خاص محدود نمی دانم.دوست دارم نقطه آغاز اثر هنری ام از ماده ای باشد که با آن روبرو می شوم. با دیدن درست آن ماده ، خود ماده خواهد گفت که چه باید کرد.

 هاواگوچی در پایان سخنانش گفت: همیشه در راس قدرت بودن به معنای قدرت داشتن و توانایی نیست. من همیشه این فشار را حس می کنم به طور مثال ما تحت تاثیر شدید زاویه دید غربی در هنر هستیم انگار هنر امروز با این زاویه دید غربی (که بر هرکاری نامی و ایسمی می گذارد) سمی شده است.

نظرات

captcha Refresh