راهبرد «نگاه به شرق» ایران را اسیر تعاملات زیان بار می کند

راهبرد «نگاه به شرق» ایران را اسیر تعاملات زیان بار می کند
کد مطلب : N-3862 تاریخ : 1397/08/01 - 11:12

پرشیا دایجست - یک دیپلمات پیشین ایران معتقد است: سیاست نگاه به شرق نه تنها موجب پیشرفت و برون رفت ایران از شرایط کنونی نمی شود، بلکه کشور را در یک بازار غیررقابتی اسیر می کند و باعث تعاملات تجاری غیراقتصادی و زیان بار می شود.

با خروج آمریکا از برجام و تصمیم ترامپ برای بازگشت تحریم های ثانویه علیه ایران، رویکرد «نگاه به شرق» مجددا در عرصه سیاسی ایران مطرح شده است. بی اعتمادی کامل به امریکا و بی اعتمادی نسبی به اروپا باعث شده برخی مسئولان ایران همراهی با شرق از جمله روسیه، چین و هند را راه چاره برای شرایط کنونی عنوان کنند. آیا استراتژی نگاه به شرق می تواند به برون رفت ایران از مشکلات کنونی کمک کند؟

فریدون مجلسی، دیپلمات پیشین ایران و کارشناس مسائل بین الملل در این باره به پرشیا دایجست گفت: «سیاست نگاه به شرق یک مفهوم برگرفته از زمان دتانت است که آلمان غربی برای توسعه روابط جهانی خود غرب را کافی ندانست و به بلوک شرق و شوروی متمایل شد. رهبران این کشور براین باور بودند همه جانبه بودن روابط خارجی به استقلال و پیشرفت آنها کمک می کند که البته همین گونه هم شد.»

وی افزود: «سیاست نگاه به شرق به معنای دور شدن از تمدن، صنعت و توسعه متعلق به غرب نبود. خود شرق هم که امروزه به پاخواسته تمام این موارد را از غرب اقتباس کرده است. وگرنه شرق یک خواب طولانی داشته است. برای مثال چین با گرفتن علم، هنر و صنعت غرب پا در مسیر توسعه گذاشت. دولت شوروی هم که بخشی از غرب بود و با کمونیسم از پا درآمد، اکنون سعی می کند با کمک صنعت و تکنولوژی غربی دوباره بلند شود.»

این کارشناس مسائل بین الملل تاکید کرد: «بر این اساس راهبرد نگاه به شرق برای ایران معنی ندارد. ما با این سیاست اسیر ناتوانی خودمان با شرق می شویم و در این بازار محصور می مانیم. لذا هر کالایی را به هر قیمتی بدهند مجبور به خرید می شویم. در حالی که باید در روابط خود آزاد باشیم و مشتری هر بازاری شویم که جنس بهتر با بهای رقابتی تر ارائه می دهد.»


بیشتر بخوانید:

استراتژی «نگاه به شرق» در بوته نقد و بررسی


مجلسی اظهار کرد: «ممکن است روسیه را به عنوان دلال قرار دهیم که هر کالایی داریم 30 درصد ارزانتر به آن بفروشیم و هر کالایی نیازمان باشد 30 درصد از آن گرانتر بخریم. همان کاری که ترکیه و امارات سالها با ما انجام داد. روسیه آینده دارد اما عجالتا صنعتی ندارد. مرزهایش رو به ایران و ایرانی باز نیست. چین و هند هم ما را مجبور می کنند نفت را به قیمت پایین به آنها بفروشیم و با پولش کالای خودشان را وارد کنیم. در حالی که ما مجبور به چنین روابطی نیستیم.»

وی درباره گستره تعریف "شرق"  به هر کشوری که تلاش دارد از سلطه استعمار خارج شود گفت: «چنین اظهاراتی که برخی عنوان می کنند شعارهایی برای عبور از کنار مساله است. ما با دنیا یک مساله بیشتر نداریم و آن هم بحث نابودی اسرائیل است. امروز هم اگر اروپا در اجرای برجام تفاهم نشان می دهد به دلیل آن است که نمی خواهد خود را مطیع امریکا نشان دهد. لذا آنها هم حساب تهاتری برای معامله با ایران باز کرده اند.»

مجلس ادامه داد: «به طور کلی سیاست نگاه به شرق نتیجه اش اقتصاد زیان بار است. ایران در ادامه این راه یک کشور جهان چهارمی می ماند. از این رو نگاه به شرق، سیاست نیست. سیاست این است که ببینیم مساله ما با دنیا چیست. زیرا سایرین هم حاضر نیستند با یک کشور مساله دار وارد رابطه شوند. مساله ما نوکری کردن برای غرب و آمریکا نیست؛ بلکه خصومت نکردن و شعار جنگی ننوشتن روی تجهیزات دفاعی است که اجرای آن یک درک سیاسی می طلبد. چرا که حتی عراق هم که امروز پذیرای زائرین ایرانی است به دنبال منافع خود است و در حوزه نفت رقیب ما محسوب می شود.»

برای خواندن اخبار سیاسی اینجا کلیک کنید

نظرات

captcha Refresh
امیر
۱۳۹۷/۰۸/۰۱۰۰
پاسخبر اساس آمار بانک جهانی، چین رتبه دوم از نظر تولید ناخالص داخلی و از نظر قدرت خرید (شاخص مهم تر از تولید ناخالص )رتبه اول را دارد(25 تریلیون دلار). بنابراین، در شرایط حاضر، شرق به معنای چین است؛ از هر نظر: سرمایه، فن آوری و قدرت نظامی. علیرغم اینکه توازن در سیاست خارجی عاقلانه ترین مسیر تامین منافع ملی ایران است ولی ایران، در موجودیت حال حاضر و آینده قابل پیش بینی، از نظر مولفه های قدرت ملی، قادر به تخاصم با قدرت های بزرگ برای ادامه سیاست استقلال مطلق سیاسی نیست. ایران در میدان مسابقه استراتژیک آمریکا و چین مهره ای غیر قابل چشم پوشی است. از نظر غرب، ایران "بیش از حد" مستقل است و هیچگاه جزئی از اردوگاه شرق نخواهد بود؛ بنابراین، از دیدگاه غرب نیازی به دادن امتیاز به ایران نیست و از این منظر برای تحدید قدرت در حال اوج گرفتن چین، ایران هم باید منزوی باقی بماند. تنها در سایه نزدیکی ایران به شرق جدید و برای اعاده موازنه، غرب حاضر به رسمیت شناختن منافع مسلم ملی ایران شده و از راهبرد "یک ایران خوب، یک ایران تجزیه شده در یک پروسه خونبار است" دست خواهد کشید. دلبستگی اکثریت طبقه تحصیل کرده ایران به غرب قابل درک است. بیشتر این عزیزان آموزش دیده سیستم غرب هستند، به این سیستم عادت کرده اند، فهم روش های غرب برای آنها آسانتر است و از نظر آنها غرب جایگاه اخلاقی و تمدنی بالاتری دارد و در نتیجه هضم نگاه به شرق بسیار دشوار. این وظیفه ای ملی است که در تفکر و تصمیم گیری درباره آینده ایران از انجماد در ساختار های فکری پیشین پرهیز کرده و با انعطاف همه سناریوهای ممکن را تصور کنیم.

به این مطلب امتیاز دهید

تعداد کل امتیازات این مطلب 1

مطالب مرتبط