ایران به روابط گرم هم با غرب و هم با شرق نیاز دارد

ایران به روابط گرم هم با غرب و هم با شرق نیاز دارد
کد مطلب : N-4101 تاریخ : 1397/08/13 - 11:55

پرشیا دایجست - یک استاد روابط بین الملل در انگلستان معتقد است: ایران باید برای توسعه اقتصادی خود بیشتر با اروپا در ارتباط باشد، اما امنیت خود را بیشتر می تواند از طریق چین و روسیه تامین کند که لازمه این کار مقداری ظریف کاری در شعار «نه شرقی نه غربی» است.

برخی کارشناسان در ایران معتقدند قدرت و ثروت در حال جابجایی از غرب به شرق بوده و در واقع جهان در یک چرخش بزرگ تاریخی برای انتقال قدرت قرار گرفته است. علاوه بر این، نحوه برخورد غرب و به خصوص امریکا با ایران در 40 سال گذشته به صورت عام و بعد از روی کار آمدن ترامپ به طور خاص، این دیدگاه را تقویت کرده است که ایران باید استراتژی نگاه به شرق را با قوت و جدیت بیشتری دنبال کند. اما برخی دیگر معتقدند شرق هنوز قدرت ایستادگی در برابر غرب را نداشته و در موضوع ایران نیز نه تنها به جذب منافع حداکثری خود می اندیشد، بلکه حتی از محدودیت های خاص ایران نیز سوءاستفاده می کند. مصداق این ادعا را می توان در تصمیم روسیه برای افزایش تولید نفت در شرایط کنونی یا شرط چین برای تسویه پول نفت ایران با کالای چینی دید.

در این باره پرشیا دایجست با پروفسور انوشیروان احتشامی گفتگو کرده و نظر وی را جویا شده است. احتشامی استاد روابط بین الملل در دانشگاه دورهام انگلیس است. او نزدیک به سه دهه است که در حوزه سیاست خارجی ایران به انتشار کتاب و مقالات مختلف می پردازد.

متن این مصاحبه را در ذیل می خوانید.

آیا در شرایط کنونی استراتژی نگاه به شرق می تواند به نفع ایران باشد؟

پاسخ به این سوال نیاز به یک مقدمه دارد. اول اینکه تئوری سیاست خارجی ایران مبتنی بر «نه شرقی نه غربی» بود اما بعد از اتمام جنگ سرد به جای گرایش به غرب روابط با شرق را تقویت کرد و این شعار به «شرقی شرقی» تبدیل شد. البته آن موقع هنوز چین مطرح نبود و روسیه نیز یک ابرقدرت لنگان بود و حتی هند نیز قدرت اقتصادی امروز را دارا نبود. آن موقع ژاپن، کره جنوبی و کره شمالی مطرح بودند که ایران قبل از انقلاب هم با آنها رابطه داشت و بعد از انقلاب رابطه نظامی قوی تری با کره شمالی ایجاد کرد و توسعه روابط با کره جنوبی بسیار افزایش یافت. لذا باید گفت بعد از اتمام جنگ سرد نوعی تمایل تدریجی به سمت شرق از سوی ایران ایجاد شد.

دوم اینکه تحولات جهانی با تئوری ایران مبنی بر پایان حاکمیت غرب و طلوع دوباره شرق همسو شد. این نظر وجود داشت که ایران از لحاظ اقتصادی، فرهنگی، ژئو پلیتیکی و ایدئولوژیکی پایگاهی دارد که می تواند شرق گرایی را تقویت کند و در میان مدت می تواند روابط با شرق را آنقدر تقویت نماید که آن را سپر بلای خود در برابر امریکا و غرب کند.

سوم اینکه در عمل و در 20 سال گذشته قدرت بین المللی به تدریج از غرب به سمت شرق انتقال یافته است.

اما موضوع زمانی مهم می شود که این شیفت اقتصادی در دنیا را به مسائل سیاسی متصل کنیم. اینکه امروز طلوع شرق مطرح است شکی نیست. اما شرق یکپارچه نیست و باید دید ایران با تئوری شرق نگری بر روی چه چیزی سرمایه گذاری می کند. شرق هنوز نمی تواند احتیاجات اقتصادی، نظامی و جامعه نسبتا مدرن کشوری مانند ایران را تامین کند. لذا نکته این است که آیا شرق گرایی می تواند پاسخ نیازهای طبقه متوسط ایران که از تمام جوامع منطقه قوی تر و مترقی تر است و خواسته های معنوی و مادی را توامان دارد را بدهد یا خیر.

امروزه نگاه تک بُعدی در روابط با دنیا دیگر جواب نمی دهد؛ به خصوص برای کشوری مانند ایران که اقتصاد و بنیه ریکاوری نسبتا ضعیفی دارد؛ در حالی که زیربنای صنعتی خیلی قدرتمندی در ایران وجود دارد و به لحاظ نیروی انسانی متخصص نیز بسیار قوی است.

لذا در شرایط کنونی ایران به روابط گرم هم با غرب و هم با شرق نیاز دارد. علی رغم اینکه ایران دارای صنایع مادر است اما تکنولوژی این صنایع، قدیمی و مربوط به 50 سال پیش است و ایران می داند آنها را باید مدرن کند و متاسفانه امروز عمده تکنولوژی موردنیاز ایران در غرب است و کشورهایی مانند ژاپن و کره جنوبی که می توانند به ایران کمک کنند از ترس امریکا این کار را نمی کنند.

دوم اینکه علی رغم اینکه عمده صادرات نفتی ایران به شرق است اما این شرایط برای کشورهای همسایه ایران در خلیج فارس نیز مشابه است و عمده صادرات نفت آنها نیز به شرق است و لذا این کشورها رقیب ایران محسوب می شوند و با توجه به وابستگی اقتصاد ایران به نفت، ایران نمی تواند صرفا به کشورهای شرق توجه داشته باشد و باید روابط اقتصادی و نفتی با اروپا را تا حدی که می تواند حفظ کند.

اگر ایران به هر دلیل نخواهد رابطه خود با غرب و به خصوص امریکا را تغییر دهد و استراتژی نگاه به شرق را دنبال کند، مولفه ها و الزامات این استراتژی چه باید باشد؟

چیزی که هنوز مجهول است این است که پایه روابط اقتصادی با شرق چیست؟ یعنی تبادلات اقتصادی با شرق چگونه شکل می گیرد؟ یکی از شاخصه های کشورهای شرقی منهای کره جنوبی و ژاپن این است که عمده اقتصاد در اختیار ارگان های دولتی است. این موضوع در بلندمدت مثبت نیست چراکه ارگان های دولتی شرایط رقابت را کنار می گذارند و در این روابط بیشتر موضوعات تاکتیکی و سیاسی را دنبال می کنند. آیا ایران متوجه است که روابط اقتصادی با این کشورها به لحاظ هزینه اقتصادی و تکنولوژیکی رقابتی است یا خیر. دوم اینکه آیا این روابط از نگاه شرکای ایران صرفا به نفع آنها است یا نگاهی برد – برد دارند.


بیشتر بخوانید:

ایران ناچار است با چین و روسیه کار کند

راهبرد «نگاه به شرق» ایران را اسیر تعاملات زیان بار می کند

روسیه و چین نقش دایه را برای ایران بازی نخواهند کرد

شرق از ایران سوءاستفاده می کند، اما باید با آنها کار کرد


آیا کشورهایی همچون چین، روسیه، هند و ... به دلیل تحریم های امریکا است که کیفیت روابط خود با ایران را به ضرر ایران تغییر می دهند یا به بهانه این تحریم ها به سوءاستفاده از شرایط خاص ایران می پردازند؟

من معتقدم کشورهای شرقی همچون روسیه، چین و هند از موقعیت ضعیف شده ایران سوءاستفاده می کنند. این کشورها می دانند در شرایط کنونی ایران قدرت مانور زیادی ندارد و جالب آنکه روسیه عملا اعلام کرده حاضر است تولید و صادرات نفت خود را آنقدر افزایش دهد که جایگزین نفت ایران شود. در دوره آقای احمدی نژاد هم این کشورها با ایران همین رفتار را کردند چراکه می دانستند ایران هیچ راه دیگری ندارد. لذا من معتقدم ادامه رابطه با اروپای غربی باید هدف استراتژیک ایران باشد تا بتواند این رابطه را به عنوان پشتوانه اقتصادی خود در مذاکرات با شرق قرار دهد. یعنی وقتی شرق ببیند ایران آلترناتیوهای دیگری دارد قطعا به سوءاستفاده از ایران دست نخواهد زد.

برخی در ایران از روسیه با عنوان شریک استراتژیک نام می برند و همکاری دو کشور در بحران سوریه را نشان دهنده این موضوع عنوان می کنند. آیا می توان رابطه ایران و روسیه را استراتژیک دانست؟

روابط ایران و روسیه صرفا تا آنجا که منافع آنها یکسان باشد استراتژیک است. به نظر من این رابطه معنای استراتژیک ندارد، چراکه تاریخ نشان می دهد روسیه در شرایط حساس خیلی راحت پشت ایران را خالی کرده است. لذا علی رغم اینکه ایران و روسیه در بحران سوریه یا در برابر امریکا همسو هستند، اما ایران نمی تواند از نگاه استراتژیک روی روسیه حساب کند. به نظر من اگر ترامپ و پوتین به توافقاتی برسند خیلی راحت روسیه رابطه با امریکا را به رابطه با ایران ترجیح خواهد داد.

از دیدگاه امریکا، چین و روسیه از مهم ترین تهدیدات امنیت ملی برای ایالات متحده محسوب می شوند. در مقابل ایران تلاش دارد میان خود و این دو کشور پیوند برقرار کند. آیا چنین پیوندی امنیت وجودی ایران را افزایش خواهد داد؟ مثلث چین، روسیه و ایران تا چه اندازه برای امریکا خطرآفرین خواهد بود؟

من فکر نمی کنم تشکیل چنین مثلثی فرق زیادی در تصویر ایران برای امریکا ایجاد کند. ترامپ ایران را رقیب امریکا و منافع آن در منطقه می بیند و به نظر نمی رسد هیات حاکمه فعلی امریکا این تفکر ژئوپلیتیک را داشته باشد که تشکیل چنین مثلثی را در میان مدت تهدیدی جدی برای منافع خود در خاورمیانه ببیند. ترامپ اگر بتواند حاضر است خاورمیانه را ترک کند و حتی اگر روسیه و چین جای امریکا را در منطقه بگیرند تا زمانی که منافع امریکا، اسرائیل و هم پیمانان امریکا در منطقه را تهدید نکنند برای امریکا مشکلی نخواهد داشت. اگر تشکیل این مثلث شکل جدیدی به سیاست خارجی ایران بدهد ممکن است حتی از سوی امریکا مثبت تلقی شود؛ چراکه اگرچه امروز چین و روسیه در دکترین امنیت ملی امریکا تهدید جدی محسوب می شوند اما امریکا به دنبال مهار این تهدید و نه مقابله با آن است. لذا تا زمانی که امریکا چنین نگاهی دارد تشکیل چنین مثلثی نگران کننده نخواهد بود. اما اگر هندوستان هم به این مثلث وارد شود آنگاه برای امریکا نگران کننده خواهد بود.


بیشتر بخوانید:

شرق و غرب از ایران به عنوان ابزاری برای چانه زنی استفاده می کنند

استراتژی «نگاه به شرق» در بوته نقد و بررسی

استراتژی ایران باید ارتباط خوب با همسایگان باشد


آیا تشکیل این مثلث یا مربع، امنیت ایران را در برابر امریکا افزایش خواهد داد؟ چراکه اکنون ایران تلاش دارد با پیوستن به سازمان همکاری شانگهای در این مسیر قدم بگذارد؟ آیا سیاست ایران درست است؟

بله درست است. در این شرایط حضور در سازمان همکاری شانگهای مثبت است و ایران باید هویت آسیایی خود را تثبیت کند؛ چراکه از بُعد امنیتی هویت آسیایی ایران در شانگهای تعریف می شود. به نظر من اروپا هیچگاه به کمک امنیتی ایران نخواهد آمد و در این شرایط هندوستان، ژاپن و کره جنوبی هم به ایران کمک امنیتی نخواهند کرد و ایران به چین، روسیه و سازمان همکاری شانگهای احتیاج دارد. لذا در این مقطع این سیاست نه تنها درست است، بلکه ایران راه دیگری هم ندارد.

آیا این صحبت با این دیدگاه که ایران باید همچنان با غرب رابطه خود را حفظ کند در تناقض قرار ندارد؟

اینها همدیگر را نقض نمی کنند. عضویت در سازمان همکاری شانگهای ایران را ضد اروپا نمی کند. چون اروپا این سازمان را یک ارگان امنیت منطقه ای همچون ناتو می بیند. ایران باید برای توسعه اقتصادی خود بیشتر با اروپا در ارتباط باشد، اما امنیت خود را بیشتر می تواند از طریق چین و روسیه تامین کند که لازمه این کار مقداری ظریف کاری در شعار «نه شرقی نه غربی» است.

برای خواندن اخبار سیاسی اینجا کلیک کنید

نظرات

captcha Refresh