شرق و غرب از ایران به عنوان ابزاری برای چانه زنی استفاده می کنند

شرق و غرب از ایران به عنوان ابزاری برای چانه زنی استفاده می کنند
کد مطلب : N-3901 تاریخ : 1397/08/02 - 16:14

پرشیا دایجست - یک استاد دانشگاه در ایالات متحده آمریکا معتقد است که در شرایط فعلی ایران نباید تمام امیدش به یک یا دو کشور باشد. بلکه تهران باید روابط مناسب با تمام بازیگران اصلی داشته باشد و در نتیجه موقعیت چانه زنی خود را بهبود بخشد.

برخی کارشناسان در ایران معتقدند قدرت و ثروت در حال جابجایی از غرب به شرق بوده و در واقع جهان در یک چرخش بزرگ تاریخی برای انتقال قدرت قرار گرفته است. علاوه بر این، نحوه برخورد غرب و به خصوص امریکا با ایران در 40 سال گذشته به صورت عام و بعد از روی کار آمدن ترامپ به طور خاص، این دیدگاه را تقویت کرده است که ایران باید استراتژی نگاه به شرق را با قوت و جدیت بیشتری دنبال کند. اما برخی دیگر معتقدند شرق هنوز قدرت ایستادگی در برابر غرب را نداشته و در موضوع ایران نیز نه تنها به جذب منافع حداکثری خود می اندیشد، بلکه حتی از محدودیت های خاص ایران نیز سوءاستفاده می کند. مصداق این ادعا را می توان در تصمیم روسیه برای افزایش تولید نفت در شرایط کنونی یا شرط چین برای تسویه پول نفت ایران با کالای چینی دید.

در رابطه با این موضوع پرشیا دایجست با پروفسور شیرین هانتر مصاحبه ای انجام داده و نظر وی را جویا شده است. شیرین هانتر استاد و محقق مرکز مطالعات اسلامی - مسیحی دانشگاه جرج تاون است و کتاب ها و مقالات بسیاری درباره مسائل ایران منتشر کرده است. متن ترجمه شده این مصاحبه در ادامه می آید.

آیا در شرایط کنونی استراتژی نگاه به شرق می تواند به نفع ایران باشد؟

استراتژی ایران در «نگاه به شرق»، جدید نیست. یک بار ایران این استراتژی را در دهه 2000 میلادی تجربه کرد. مشکل اصلی این استراتژی این است که هنوز غرب و شرق را در حالت جنگ سرد می بیند، این در حالی است که اساساً پویایی روابط بین الملل تغییر کرده است. بر خلاف دوران جنگ سرد، در حال حاضر روابط بین دولت ها بسیار نامتقارن و ترکیبی از درگیری و سازش است.

در این شرایط، دولت ها در برخی از مسائل با دیگران همکاری می کنند، در حالیکه در مورد بعضی مسائل دیگر با آن ها اختلاف دارند. این موضوع هم در مورد کشورهای غربی و هم دیگر کشورها از جمله روسیه و چین صدق می کند. ایران با عدم رابطه سازنده با غرب، خود را در موقعیت نامساعدی قرار می دهد و در عوض به کشورهای شرقی این امکان را می دهد که از ایران به نفع خودشان استفاده کنند.

آیا کشورهایی همچون چین، روسیه، هند و ... به دلیل تحریم های امریکا است که کیفیت روابط خود با ایران را به ضرر ایران تغییر می دهند یا به بهانه این تحریم ها به سوءاستفاده از شرایط خاص ایران می پردازند؟

چین، هند، روسیه و کشورهای دیگر به فکر منافع خودشان هستند. آنها می خواهند در روابط با ایران سود خود را به حداکثر برسانند، نه اینکه به لحاظ اقتصادی و یا موارد دیگر به ایران کمک کنند. برای مثال، نه چین و نه هند نمی خواهند ایران به یک دولت قدرتمند از لحاظ اقتصادی تبدیل شود و با آنها رقابت کند. آنها همچنین منافع استراتژیک ذاتی با ایران ندارند. به عنوان مثال، چین هنوز پاکستان را به عنوان بخش مهمی از استراتژی امنیتی خود می بیند، اما چنین دیدگاهی در مورد ایران ندارد. چین و هند می خواهند از ایران به نفع خودشان استفاده کنند. در حالیکه ایران با خصومتش نسبت به غرب گزینه های خود را محدود کرده است. رفتار این کشورها با ایران غیرمنصفانه است. تحریم ها بهانه ای به دست این کشورها داده است تا در راستای به دست آوردن مزایایی از این شرایطِ زیانبارِ ایران گام بردارند.

اگر ایران به هر دلیل نخواهد رابطه خود با غرب و به خصوص امریکا را تغییر دهد و استراتژی نگاه به شرق را دنبال کند، مولفه ها و الزامات این استراتژی چه باید باشد؟

اگر ایران از طریق حل مشکلات خود با غرب، به ویژه امریکا، موقعیت چانه زنی خود را بهبود نبخشد، دولت های شرقی همچنان به استفاده از آن ادامه خواهند داد. اما اگر تهران از انزوای خود بیرون بیاید، دولتهای شرقی باید برای به دست آوردن همکاری ایران در بسیاری از جبهه ها، با غرب رقابت کنند. در این صورت، کشورهای شرقی تمایل بیشتری برای سرمایه گذاری در ایران و یا کمک به تهران به طرق دیگر خواهند داشت.


بیشتر بخوانید:

راهبرد «نگاه به شرق» ایران را اسیر تعاملات زیان بار می کند

استراتژی «نگاه به شرق» در بوته نقد و بررسی


برخی در ایران از روسیه با عنوان شریک استراتژیک نام می برند و همکاری دو کشور در بحران سوریه را نشان دهنده این موضوع عنوان می کنند. آیا می توان رابطه ایران و روسیه را استراتژیک دانست؟

ایران هرگز به عنوان یک متحد استراتژیک برای روسیه مطرح نبوده است. برعکس، روسیه در طول سال های پس از فروپاشی شوروی از ایران به عنوان یک ابزار چانه زنی در رقابت با غرب و همچنین به عنوان یک ابزار برای سیاست های منطقه ای خود بهره برده است. رفتار روسیه با ترکیه نسبت به ایران بسیار بهتر بوده است. حتی روسیه در موضوع نفت با عربستان سعودی علیه ایران همکاری کرد. در مورد دریای خزر، مسکو در جبهه آذربایجان و کشورهای آسیای مرکزی قرار گرفت. روسیه حتی ایران را به عضویت سازمان همکاری شانگهای در نیاورد. این در حالی است که پاکستان به لطف حمایت چین به عضویت کامل این سازمان درآمده است. آنچه گفته شد، طبیعی است، زیرا ایران با توجه به خصومتش نسبت به غرب، گزینه های خود را محدود کرده است. روسیه احساس می کند که ایران هیچ جایی برای رفتن ندارد. به این ترتیب، اینکه ایران روسیه را به عنوان یک متحد استراتژیک در نظر بگیرد، بدتر از توهم است. به طور کلی، در دوران پس از جنگ سرد، اتحادهای استراتژیک زیادی وجود ندارد. حتی اتحاد ایالات متحده آمریکا و اروپا نیز در حال فرسایش است.

از دیدگاه امریکا، چین و روسیه از مهم ترین تهدیدات امنیت ملی برای ایالات متحده محسوب می شوند. در مقابل ایران تلاش دارد میان خود و این دو کشور پیوند برقرار کند. آیا چنین پیوندی امنیت وجودی ایران را افزایش خواهد داد؟ مثلث چین، روسیه و ایران تا چه اندازه برای امریکا خطرآفرین خواهد بود؟

من فکر نمی کنم در آینده قابل پیش بینی، روسیه و چین به منظور مقابله با آمریکا در چارچوب الگوهای سیاستی دوران جنگ سرد با یکدیگر متحد شوند. روابط این کشورها (روسیه و چین با آمریکا) با یکدیگر رقابتی خواهد بود، امّا منازعه تمام و کمالی بین آنها پیش نخواهد آمد. مشارکت ایران در یک رابطه مثلثی تأثیر زیادی نخواهد داشت. زیرا نه چین و نه روسیه، ظرفیت کافی را برای ایران به منظور چالش با آمریکا در خلیج فارس به وجود نخواهند آورد. اگر ایران بخواهد چنین کاری انجام دهد، به طور کامل از بین خواهد رفت. ایران به منظور حفظ منافعش باید متوجه شود که تمایزات دوران جنگ سرد بین شرق و غرب دیگر معتبر نیستند. واقعیت این است که چین و روسیه، اختلافات ایدئولوژیکی با آمریکا ندارند. آن ها بیشتر درگیر یک رقابت کلاسیک قدرت بزرگ هستند. در این شرایط، ایران نباید تمام امیدش به یک یا دو کشور باشد. بلکه باید با تمام بازیگران اصلی نظام بین الملل روابط مناسبی داشته باشد و در نتیجه موقعیت چانه زنی خود را بهبود بخشد.

برای خواندن اخبار سیاسی اینجا کلیک کنید

نظرات

captcha Refresh
امیر
۱۳۹۷/۰۸/۰۲۰۰
پاسخاگر اشتباه نکرده باشم خلاصه بحث سرکار خانم هانتر این است که تا زمانی که ایران روابط خود را با غرب بهتر نکند از رابطه با شرق هم منفعتی نخواهد برد. این بحث ایشان منطقی است اگر تنها به روابط کنونی قدرت ها تکیه کنیم و از تغییرات در شرف اتفاق چشم پوشی. ایالات متحده آمریکا در حال تغییر موضع خود در برابر رشد روزافزون قدرت چین است (خروج از معاهده INF به بهانه روسیه ولی با هدف گذاری چین مثال روشنی از تغییر موضع رقابت به دشمنی است؛ گراهام الیسون در کتاب اخیرش خطرات این رقابت خصمانه را شرح می دهد). این تغییر موضع در سایه رقابت کلاسیک قدرت های بزرگ همواره باعث جنگ شده است. با وجود سلاح های هسته ای امکان جنگ هایی جهانی مانند قبل وجود ندارد؛ بنابراین، این رقابت خصمانه شامل هر گونه تقابلی خواهد شد که تخاصم را زیر آستانه جنگ اتمی نگه داشته و از سوی دیگر بیشترین ضربات را به طرف مقابل وارد کند (چینی ها هنوز سعی می کنند وارد این مناقشه نشوند ولی سیاست های تکنولوژیک و نظامی شان آمریکاییها را به عکس العمل وادار کرده است) الویت اول آمریکاییها سلطه بر شریانهای تجارت چین در منطقه جنوب شرقی و غربی آسیا است، جواب چین پروژه راه ابریشم جدید است، عکس العمل آمریکا، ادامه حضور در افغانستان و آسیای مرکزی. این جاست که نقش ایران در کشمکش ابرقدرت کنونی و احتمالی آینده روشن می شود. در مناقشه چین-آمریکا، منافع آمریکا در انزوا قرار دادن ایران است چرا که در غیاب قرار گرفتن ایران در جبهه ضد چینی، روابط "متناسب و متوازن" ایران با غرب، روابطی همسان با شرق(چین) را خلق خواهد کرد و چنین چیزی با توجه به موقعیت ژئوپلیتیک ایران، غیر قابل تحمل برای آمریکاییها. بنابراین، اگر ایران به دنبال روابط متوازن با تمامی کشور ها و از جمله آمریکا است این مسیر از طریق خلق یک ضد توازن و ایجاد روابط استراتژیک با چین است. تنها در این شرایط است که آمریکاییها برای اعاده توازن، منافع ملی ایران را به رسمیت خواهند شناخت.

به این مطلب امتیاز دهید

تعداد کل امتیازات این مطلب 1

مطالب مرتبط