تلگرام :   Persia Digest@

سامان ارسطو: درباره ترنس ها، رسانه ای نداریم مگر تئاتر

سامان ارسطو: درباره ترنس ها، رسانه ای نداریم مگر تئاتر
کد مطلب : N-864 تاریخ : 1396/11/25 - 10:04

پرشیا دایجست – سامان ارسطو، کارگردان تئاتر، در گفتگو با پرشیادایجست درباره وضعیت ترنس ها در ایران گفت و از اجراهای تئاترهایش و توانی که تئاتر در آگاهی دهی به مردم دارد، درباره آنچیزها که همیشه سانسور می شود.

ارسطو، کارگردان تئاتر ایرانی، پس از اجرای موفق نمایش«خودکاربیکار» درباره زندگی ترنس ها در ایران، سال آینده قرار است باز هم  نمایشی دیگر، پیرامون مساله هویت بر صحنه بیاورد.

او، کارگردان تئاتری ست که حالا سالهاست در سینما و تئاتر ایران فعال است. کارگردان تئاتری که بیشتر اجراهایش در ایران درباره ترنس ها و مشکلات شان بوده. ارسطو که خود چندسالی ست تغییر جنسیت داده، در همین روزهایی که گذشت،  تئاتری به نام«خودکار بیکار» را با حضور چند ترنس برصحنه برد و پیش از آن هم «همه تون منو می شناسین» و «همان باش که نیستی» را اجرا کرد که تریلوژی بودند درباره وضعیت  ترنس ها در ایران.

وضعیت ترنسها در سالهای اخیر نسبت به سالهای قبل چطور است؟

-خیلی بهتر شده. حالا دیگر آگاهی مردم از ترنس ها بالا رفته و آن نگاه های معنی دار کمتر شده.حالا خود ترنسها چندان در پی آگاهی نیستند و همین نداشتن آگاهی  ترنس ها درباره خودشان و عدم پذیرششان از خود مشکلاتی برایشان ایجاد می کند. ما در ایران، مترجم، وکیل و پزشک های ترنس داریم که جسارت نشان دادن خودشان به عنوان ترنس را ندارند، در حالیکه نباید خودشان را پنهان کنند و اگر خودشان را آن گونه که هستند نشان دهند، جامعه هم بهرحال آنها را می پذیرد.

نگاه خودت به مساله ترنس ها چیست؟

زن و مرد ، در یک طیف قرار می گیرند و ما ترنس هستیم و اینگونه به دنیا آمده ایم و می توانیم با عمل های جراحی، البته اگر درست و دقیق انجام شود، این طیف را به سمت زن یا مرد بودن متمایل کنیم.

می گویم جراح خوب ، به این خاطر که در ایران جراح هایی هستند که بعضی عصبها را که نباید در حین عمل قطع می کنند و این مشکل ایجاد می کند.جراح دقیقی که حرفه ای این کار باشد درایران کم است و قیمتش هم بسیار گران.

در این سالها که روی موضوع ترنس ها کار کرده اید، به نظرتان  چقدر توانسته اید در آگاهی دادن به مردم درباره ترنسها  موثر باشید؟

-من 42 سال زندگی کردم و خیلی وقتها شنیده ام که گفته اند ترنس ها فاجعه طبیعتند  . خوب این نگاه عوامانه به ترنسها هنوز هم هست. چندسال پیش که من و گروهم نمایش هایی درباره وضعیت ترنس ها، بر صحنه بردیم، با اینکه بستری برای پرداختن به این موضوع نبود و بازخوردها متفاوت اما ما کارمان را کردیم . حالا اما هرکس می خواهد پول سازی کند، از یک ترنس دعوت می کند که بیاید توی تئاتر یا فیلمش بازی کند.

هنرتئاتر تا چه حد می تواند در آگاهی دهی به موضوعات اجتماعی که گاهی خط قرمز جامعه هم می شوند، موثر باشد؟ آیا یکی از خصلت های هنر این نیست؟

هنر امکانی ست که می تواند رسانه ای برای آگاهی دهی باشد که این روزها در هنر هم عکسش را درباره ترنس ها می بینیم، مثل فیلمها و تئاترهایی که بدون آگاهی به شرایط ترنس ها درباره آنها ساخته می شود و مورد تقدیر هم قرار می گیرد. ما در تئاتر هایی که درباره ترنس ها اجرا کردیم از خانواده ترنس ها دعوت می کردیم که اجرا را ببینند و در اجرای «همتون منو می شناسین» از آنها می خواستیم در بخشی از اجرا، روی صحنه بیایند تا زنجیره کامل شود. با ایجاد گفتگوی ترنس ها با خانواده هایشان در تئاترهایی که اجرا می کردیم امکان گفتگوی آنها را بر صحنه تئاتر فراهم می کردیم تا این دیالوگها هم برای آنها که روی صحنه آمده بودند و هم برای تماشاگران کارساز باشد.

ما در ایران رسانه آگاه کننده به این جور مشکلات جسمی و روحی نداریم مگر تئاتر. وقتی هم فرهنگ سازی نشود، خوب معلوم است وضعیت ترنس ها در ایران این طوری می شود که خانواده ها به جای آنکه فرزندشان را به روانشناس ببرند، اغلبشان، فرزندان ترنس شان را از خانه بیرون  و در جامعه رها می کنند و  مردم هم  که در جامعه با ناآگاهی با آنان برخورد می کنند. معلوم نیست در جامعه ایران چه بر سر ترنس ها می آید؟ ما بجای فرهنگ سازی و آگاهی دهی به کوتوله شدن جامعه خدمت می کنیم. .

به تازگی نمایش«خودکار بیکار» رادرباره وضعیت ترنسها بر صحنه بردی؟ اجرا چطور بود؟

این اجرا با حمایت و استقبال مردم اجرا شد . اما در جشنواره تئاتر فجر هم که ما حضور داشتیم هیچ داور و بازبینی سراغ دیدن کار ما نیامد. من خودم دوستانی مثل فاطمه معتمدآریا را دعوت کردم که برای دیدن کارم بیاید و چندتایی از کارگردانان خارجی که در جشنواره حضور داشتند هم دعوت مرا برای دیدن اجرا پذیرفتند و «خودکاربیکار» را دیدند و دوست داشتند. اما هیچ کس از خانه تئاتر یا داوران و اهالی جشنواره سراغ کار ما نیامدند. در عوض کار سفارشی «آبی مایل به صورتی» به خاطر پرداختن به موضوع مغفول مانده اجتماعی تقدیر و تشکر می شود.

«خودکار بیکار» چطور؟

-هیچی! حتی نیامدند کار ما را ببینند. من که خودم نمونه پژوهشی این کار بودم و سالها با این مشکل زندگی کرده ام و برای اجراهایی که درباره مشکل خودم و ترنس هایی که در ایران هستند، نوشتم و تئاتر بر صحنه بردم و شبانه روزی با گروههای زیادی درباره این موضوع کار کردم، تقدیری  از ما نشد که هیچ،  حتی کسی نیامد کار را ببنید.

نظرات

captcha Refresh

به این مطلب امتیاز دهید

تعداد کل امتیازات این مطلب 1

مطالب مرتبط